دل شکسته هستی---عاشق اما تنها

http://pop-music.ir/category/single-music

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مرداد 1393ساعت 18:56  توسط رضا ایینی  | 

..........

به كوری چشم تو هم كه باشد حالم خوب خوب است

اصلا هم دلم برایت تنگ نشده

حتی به تو فكر هم نمی‌كنم

باران هم تو را دیگر به یاد من نمی‌آورد

مثل همین حالا كه می‌بارد

لابد حالا داری زیر باران قدم می‌زنی . . . .

چترت را فراموش نكن !

 

لباس گرم را هم
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مرداد 1393ساعت 19:33  توسط رضا ایینی  | 

کوری عشق

 

اگه عشقت کورم کنه مهم نیست

 

حس بودنت قشنگ تر از دیدن دنیاست

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مرداد 1393ساعت 19:33  توسط رضا ایینی  | 

مرداب زندگی

 

زندگی مثل مردابه

 

شاید زیبا نباشه اما میشه توش

 

نیلوفری مثل تو پیدا کرد 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مرداد 1393ساعت 19:32  توسط رضا ایینی  | 

نفس هایت

وقتی حس می کنم جایی روی این کره خاکی 

 

نفس می کشی و من از همان نفس هایت نفس می کشم

 

برای زنده ماندنم کافیست

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مرداد 1393ساعت 19:32  توسط رضا ایینی  | 

من درد میکشم

 

اما تو چشمهایت را ببند

 

سخت است بدانم

 

می بینی و بیخیالی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مرداد 1393ساعت 19:31  توسط رضا ایینی  | 

تو را می خواهم نه خیالت را

صدایت در گوشم زمزمه می شود 

 

و نگاهت در ذهنم مجسم

 

ولی من تو را می خواهم

 

نه خیالت را

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مرداد 1393ساعت 19:31  توسط رضا ایینی  | 

تو را می خواهم نه خیالت را

صدایت در گوشم زمزمه می شود 

 

و نگاهت در ذهنم مجسم

 

ولی من تو را می خواهم

 

نه خیالت را

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مرداد 1393ساعت 19:31  توسط رضا ایینی  | 

نفسی نمی ماند

گاهی دویدن برای رسیدن به کسی

 

نفسی برای ماندن در کنار او باقی نمیگذارد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مرداد 1393ساعت 19:30  توسط رضا ایینی  | 

خدایا در این آشفته بازار

 

کمک کن

 

تا دلم بلرزد

 

به نگاهی که بیارزد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مرداد 1393ساعت 19:30  توسط رضا ایینی  | 

خدایا در این آشفته بازار

 

کمک کن

 

تا دلم بلرزد

 

به نگاهی که بیارزد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مرداد 1393ساعت 19:30  توسط رضا ایینی  | 

پر میکرد یادت، همه حجم خالی فضایم را

 

 و خواستنت شیطنت میکرد، در مسیر نبض رگهایم

 

 بوته نورس احساسم ریشه دوانده بود در تری اشکهایم

 
 
 همه روزه، میشنیدم صدای عشق را

 
 

 حتی در قیژ قیژ، لولای در قدیمی

 
 
 همه شب;

 

 پشت پرده، سایه ای از جنس تو اردو زده بود
 
 

 رویای هم آغوشیت نخ بادبادکی بود
 
 

 که مرا بالا میکشاند تا دب اکبر
 
 

 و در مجادله ناکوک دل و عشق،
 
 

 کوچکتر از باخته شده بود "عقلم"
 
 

 تو میدانستی;
 
 

 رویای شیرینم، یخیست

 
 
 "هایش" کردی


 
 چه ساده تبخیر شد از گرمی نفسهایت...
 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مرداد 1393ساعت 19:30  توسط رضا ایینی  | 

پر میکرد یادت، همه حجم خالی فضایم را

 

 و خواستنت شیطنت میکرد، در مسیر نبض رگهایم

 

 بوته نورس احساسم ریشه دوانده بود در تری اشکهایم

 
 
 همه روزه، میشنیدم صدای عشق را

 
 

 حتی در قیژ قیژ، لولای در قدیمی

 
 
 همه شب;

 

 پشت پرده، سایه ای از جنس تو اردو زده بود
 
 

 رویای هم آغوشیت نخ بادبادکی بود
 
 

 که مرا بالا میکشاند تا دب اکبر
 
 

 و در مجادله ناکوک دل و عشق،
 
 

 کوچکتر از باخته شده بود "عقلم"
 
 

 تو میدانستی;
 
 

 رویای شیرینم، یخیست

 
 
 "هایش" کردی


 
 چه ساده تبخیر شد از گرمی نفسهایت...
 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مرداد 1393ساعت 19:30  توسط رضا ایینی  | 

تمام ترانه هایم

تمام ترانه هايم ترنم ياد توست

 

 

و تمام نفسهايم خلاصه در نفسهاي توست

 

 

اي زلال تر از باران و

 

 

 پاكتر از آيينه به وجود پر مهر تو مي بالم

 

 

 

و تو را آنگونه كه ميخواهي دوست دارم

 

 

اي مهربان 

 

 

 پرنده خيالم با ياد تو

 

 

 به اوج آسمانها پر خواهد گشود

 

 

 

و زيبايي ات را به رخ فرشتگان خواهد كشيد

 

 

تبسمي از تو مرا كافيست

 

 

 كه  از هيچ به همه چيز برسم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مرداد 1393ساعت 19:29  توسط رضا ایینی  | 

وقتی از دوست داشتن کسی مطمئن نیستی

 

حق نداری دستاشو بگیری که به دستات عادتش بدی

 

وقتی کسی رو سهم خودت نمیدونی

 

حق نداری پیچ و تاب بدنشو زیر و رو کنی

 

وقتی موندنی نیستی

 

حق نداری از آینده ای خوش باهاش حرف بزنی

 

وقتی دلت به موندن کنارش شک داره

 

حق نداری بگی عاشقتم

 

وقتی همیشه دنبال یه حرفی تا ترکش کنی

 

حق نداری ادعای دوست داشتن کنی

 

و وقتی به اعتماد کسی تکیه گاه شدی

 

حق نداری زمینش بزنی

 

بودنت مهمه اینو بفهم

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مرداد 1393ساعت 19:28  توسط رضا ایینی  | 

تورا گم کرده ام امروز...


وحالا لحظه های من گرفتارسکوتی سرد وسنگینند.


وچشمانم که تا دیروزبه عشقت می درخشیدند،


نمی دانی چه غمگینند. چراغ روشن شب بود برایم چشمهای تو


نمیدانم چه خواهد شد؟؟؟


پرازدلشوره ام،بی تاب ودلگیرم


کجا ماندی که من بی توهزاران بار



درهرلحظه می میرم
!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 17:4  توسط رضا ایینی  | 

تورا گم کرده ام امروز...


وحالا لحظه های من گرفتارسکوتی سرد وسنگینند.


وچشمانم که تا دیروزبه عشقت می درخشیدند،


نمی دانی چه غمگینند. چراغ روشن شب بود برایم چشمهای تو


نمیدانم چه خواهد شد؟؟؟


پرازدلشوره ام،بی تاب ودلگیرم


کجا ماندی که من بی توهزاران بار



درهرلحظه می میرم
!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 17:4  توسط رضا ایینی  | 

تورا گم کرده ام امروز...


وحالا لحظه های من گرفتارسکوتی سرد وسنگینند.


وچشمانم که تا دیروزبه عشقت می درخشیدند،


نمی دانی چه غمگینند. چراغ روشن شب بود برایم چشمهای تو


نمیدانم چه خواهد شد؟؟؟


پرازدلشوره ام،بی تاب ودلگیرم


کجا ماندی که من بی توهزاران بار



درهرلحظه می میرم
!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 17:4  توسط رضا ایینی  | 

 

من گم شدم بین حس بودن و نبودن ،



بین حیات و مرگ ،



بین گناه و معصومیت ،



من گم شدم در ظلمت شب بدون حضور تو ،



گفتی : به تنهایی من دست نزن ،



من تنهاتر از آنم که تنها بمانم ،



اما می دانی من آخر تنهایم .................

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 17:3  توسط رضا ایینی  | 

به کودکی گفتند عشق چیست؟گفت:بازی


به نوجوانی گفتند عشق چیست؟گفت:رفیق بازی


به جوانی گفتند عشق چیست؟گفت:پول وثروت


به پیری گفتند عشق چیست؟گفت:عمر


به عاشق گفتند عشق چیست؟چیزی نگفت.


آهی کشید و سخت گریست!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 17:3  توسط رضا ایینی  | 

مطالب قدیمی‌تر