X
تبلیغات
دل شکسته هستی---عاشق اما تنها

دل شکسته هستی---عاشق اما تنها

تورا گم کرده ام امروز...


وحالا لحظه های من گرفتارسکوتی سرد وسنگینند.


وچشمانم که تا دیروزبه عشقت می درخشیدند،


نمی دانی چه غمگینند. چراغ روشن شب بود برایم چشمهای تو


نمیدانم چه خواهد شد؟؟؟


پرازدلشوره ام،بی تاب ودلگیرم


کجا ماندی که من بی توهزاران بار



درهرلحظه می میرم
!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 17:4  توسط رضا ایینی  | 

تورا گم کرده ام امروز...


وحالا لحظه های من گرفتارسکوتی سرد وسنگینند.


وچشمانم که تا دیروزبه عشقت می درخشیدند،


نمی دانی چه غمگینند. چراغ روشن شب بود برایم چشمهای تو


نمیدانم چه خواهد شد؟؟؟


پرازدلشوره ام،بی تاب ودلگیرم


کجا ماندی که من بی توهزاران بار



درهرلحظه می میرم
!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 17:4  توسط رضا ایینی  | 

تورا گم کرده ام امروز...


وحالا لحظه های من گرفتارسکوتی سرد وسنگینند.


وچشمانم که تا دیروزبه عشقت می درخشیدند،


نمی دانی چه غمگینند. چراغ روشن شب بود برایم چشمهای تو


نمیدانم چه خواهد شد؟؟؟


پرازدلشوره ام،بی تاب ودلگیرم


کجا ماندی که من بی توهزاران بار



درهرلحظه می میرم
!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 17:4  توسط رضا ایینی  | 

 

من گم شدم بین حس بودن و نبودن ،



بین حیات و مرگ ،



بین گناه و معصومیت ،



من گم شدم در ظلمت شب بدون حضور تو ،



گفتی : به تنهایی من دست نزن ،



من تنهاتر از آنم که تنها بمانم ،



اما می دانی من آخر تنهایم .................

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 17:3  توسط رضا ایینی  | 

به کودکی گفتند عشق چیست؟گفت:بازی


به نوجوانی گفتند عشق چیست؟گفت:رفیق بازی


به جوانی گفتند عشق چیست؟گفت:پول وثروت


به پیری گفتند عشق چیست؟گفت:عمر


به عاشق گفتند عشق چیست؟چیزی نگفت.


آهی کشید و سخت گریست!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 17:3  توسط رضا ایینی  | 

از حـال ِ مَن ميپُرسي ؟


نَفـس ميکِشَم تا به جـاي مُرده ها


خاکـَم نکُننـد !


اينگونه است حال ِ مَن


هيچ نپـُرس

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 17:2  توسط رضا ایینی  | 

در پیچ و خم ابرویت


قهوه خانهی عشق خودنمایی می کرد ...


قـلیان محبتت


خفه ام کرد!







اکنون


دودی که مصرف ميـكنم


چـــ فرقی ـ دارد كه سيگار باشد يا قليان؟


مهم اين است كه


ديگر نيست تا بوســــه بارانت كنم


و اينگونه


مجبورم خاطره هایت را دوکنم....        

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 17:2  توسط رضا ایینی  | 

تورفتي ودوست داشتن هايم


زيرپايت له شد


ومن بي توچه تنهاشدم


وبه دنيا نشان دادم


كه من مجنون ترين ليلاي تاريخم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 17:1  توسط رضا ایینی  | 


نمى دانم چه رابطه ایست ؟

 

بین نبودنت با رنگ ها

 

دلتنگ تو که میشوم

 

زندگى ام سیاه مى شود !

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 17:1  توسط رضا ایینی  | 

سختـــه اسمش رو از گوشیت پاک کنی 



سختــهsms هاشو پاک کنی.. 



اما خیلی سخت تره 



هر وقتsms میاد اولیـن نفر اون بیاد تو ذهنت!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 17:0  توسط رضا ایینی  | 

آن روز ها گنجشک را رنگ می کردند و جای قناری می فروختن




این روز ها هوس را رنگ می کنند و جای عشق می فروشند





آن روزها مال باخته می شدی





و این روز ها دلباخته . . .




+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1392ساعت 16:51  توسط رضا ایینی  | 

سالـهـاســت کــــه کـفـه تــرازویــــم



تــعادل نــــدارد !!!



دســــت خـــالـی...!!



دل پــــــر .....


((درسا))


+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1392ساعت 16:51  توسط رضا ایینی  | 

پایانی برای قصه ها نیست،



نه بره ها گرگ میشوند نه گرگها سیر!



خسته ام از جنس قلابی آدمها...




دار میزنم خاطرات کسی را که مرا دور زده،



حالم خوب است...



اما گذشته ام درد میکند!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1392ساعت 16:50  توسط رضا ایینی  | 

 

همین که لابلای کلماتم


نَفَس میکشی


راه میروی


در آغوشم میگیری


همین که پناه ِ واژه هایم شده ای


همین که سایه ات هست


همین که کلماتم از بی "تو"یی


یتیم نشده اند


کافی‌ست برای یک عمر آرامش ؛


باش . . .


حتی همین قدر دور


حتی همین قدر دست نیافتنی



 


+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1392ساعت 16:50  توسط رضا ایینی  | 

از یه جایی بــه بعد


                          دیگه بزرگ نمیشی؛پـیـــر میشی


از یه جایی بــه بعد


                         دیگه خسته نمیشی؛ می بُـــــرّی


از یه جایی بــه بعد


                          دیـگه تــکراری نیستی؛ زیادی ای



+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1392ساعت 16:50  توسط رضا ایینی  | 

در سرم تویی


در چشمم تویی


در قلبم تو


من ، عکس دسته جمعی توام . . .

 

 

normal_Avazak_ir-Girl49

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1392ساعت 16:49  توسط رضا ایینی  | 

 

از سوز صدای تو سحر خیز شدم

 

با ناله ی تو ز غصه لبریز شدم

 

شهریور ی داغ داغ داغی بودم

 

با رفتن تو دوباره پاییز شدم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1392ساعت 16:49  توسط رضا ایینی  | 

من اینک خسته و اما تو هستی


صدای قاب و احساسم تو هستی


چه غم دارم از این دنیای فانی


که وقتی یک خدا هست و تو هستی



+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1392ساعت 16:49  توسط رضا ایینی  | 

مرد بغض نمیکند . . .


مرد گریه نمیکند . . .

مرد نمی شِکند . . .


فقط سیگاری روشن میکند


و آرام و بی صدا لابلای دود و شعر میمیرد . .


 



+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1392ساعت 16:48  توسط رضا ایینی  | 

 
بـایــــد کـسـی را پـیـدا کـنـم

کـه دوسـتـم داشـتـه بـاشـــــد

آنـقـدر کـه یـکــــی از ایـن شـب هـای لـعـــنـتـــــــی

آغـوشـــش را بـرای مـن و یـک دنـیـا خـسـتــــگـی ام بـگـشــــایـد

هـیـــــچ نـگـویـد .

هـیـــــچ نـپـرسـد .

بــــرایــــم کتـــاب بـــخوانـــد

مـرا در آغـوش بـگـیـرد

و یـــک بوســـه

فـقـــــط همین

... بـعـد هـمـانـجـا بـمـیــرم

تـا نـبـیـنـم روزهـای آیـنــده را

روزهـایـی کـه دروغ مـی گـویـد

روزهـایـی کـه دیـگـر دوسـتـم نـدارد

روزهـایـی کـه دیـگـر مـــرا در آغـوش نـمـی گـیـرد

روزهـایـی کـه عـاشـق دیـگـری مـی شـود...

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1392ساعت 16:48  توسط رضا ایینی  |